نبض زمان آرام می تپد روزی کودکم خواهد آمد

مگر تو ..... سنگ تمام بگذاری !

هزار خواهش و آیا هزار پرسش و اما هزار چون و هزاران چرای بی زیرا هزار بود و نبود هزار شاید و باید هزار باد و مباد هزار کار نکرده هزار کاش و اگر هزار بار نبرده هزار پوک و مگر هزار بار همیشه هزار بار هنوز ..... مگر تو ای همه هرگز ! مگر تو ای همه هیچ ! مگر تو نقطه ی پایان بر این هزار خط ناتمام بگذاری ! مگر تو ای دم آخر در این میانه تو سنگ تمام بگذاری .   ...
21 بهمن 1393

یاد تو

هر بار که تو را یاد می کنم ، گم می شود تکه ای از من ؛ در من !! همین روزهاست که " تمام شوم ..... "     ...
19 بهمن 1393

آرزویم تو هستی

از خدا پرسیدم : اگر در سرنوشت من ، همه چیز از پیش نوشته ای پس آرزو کردن چه سود !!!!! خدا گفت : شاید در سرنوشتت نوشته باشم ..... هر چه آرزو کند .....!! عزیز دل مادر ، من از خدا ، داشتن تو را آرزو میکنم .   ...
19 بهمن 1393

خدا بزرگه

احساس بچه ی بهانه گیری را دارم که بدش نمی آید برخیزد و سر همه داد بکشد و بعد خود گوشه ای کز کرده و های های بگرید ..... !! این است حال این روزهای من !! " خدا بزرگ است "  تنها این جمله به من آرامش می دهد .   ...
17 بهمن 1393